مشروح خبر :: گردشگری پایدار

 

 

گردشگری پایدار

مرثیه ای برای گردشگری پایدار  

مرثیه ای برای گردشگری پایدار

گردشگری پایدار نوعی از گردشگری است که به استفاده معقول و منطقی از منابع می اندیشد
همانگونه که می دانید در دو قرن اخیر توسعه روز افزون و شتاب بیش از حد در توسعه گرایی و برداشت بی رویه از منابع زیر زمینی و سوختهای فسیلی مشکلاتی نظیر آلودگی محیط زیست و به تبع آن آلودگی هوا ، آلودگی دریاها ، تخریب جنگلها ، مهاجرتهای وسیع در جوامع انسانی و مشکلات فرهنگی و اجتماعی زیادی را پدید آورده است و اما کارشناسان برای حل و رفع این مشکلات راه حل توسعه پایدار و متوازن را پیشنهاد کرده اند و از آنجا که گردشگری یکی از ابزارهای توسعه ای می باشد لذا گردشگری نیز بایستی پایدار و متوازن باشد از این رو سال 2017 میلادی سال گردشگری پایدار ، ابزاری برای توسعه نامگذاری شده است
اما در کشور عزیزمان ایران اسلامی ما هنوز فاصله زیادی با توسعه پایدار داشته و داریم
طی 40 سال اخیر گسترش شهرنشینی و مهاجرتهای وسیع روستائیان به شهر ها باعث تخلیه روستاها و هجوم جمعیت جویای کار به شهر ها شده است که از پیامدهای آن گسترش شهرها ، کاهش تولیدات روستایی در زمینه های کشاورزی و دامداری و همچنین در برهه ای از زمان جهت گسترش کشاورزی و باغداری اقدام به حفر چاهای عمیق و برداشت های بی رویه از سفره های زیر زمینی گردید که این امر باعث پایین رفتن سطح آبها و خشکیدن قناتها و چشمه ها شده است
نمونه های بارز این پدیده را می توان یکی دشت نوق در استان کرمان و حفر چاه های عمیق جهت گسترش باغات پسته و یکی در ارومیه ، در سد سازی و گسترش باغات سیب و انگور دانست که اولی آبهای زیر زمینی را از شوری به تلخی و آهکی شدن رساند و دومی باعث خشکیدن دریاچه ارومیه شد
به هر حال از این دست عبرتهای تاریخی فراوانند و باز هم مثالهایی را می توان زد مانند آلودگی دشت خاتون آباد کرمان و گسترش صنایع مس / آلودگی دشت اردکان یزد و گسترش صنایع فولاد / خشکیدن زاینده رود در اثر گسترش صنایع فولاد اصفهان و یزد / خشکیدن بختگان در فارس ، گاو خونی در اصفهان و جازموریان در کرمان همه و همه در اثر توسعه نا متوازن و ناپایدار بوده است
و اما از آنجا که نگارنده خود را از همراهان و همگامان با گردشگری پایدار می داند و به واسطه زندگی در یزد نوک پیکان انتقادات خود را متوجه اقداماتی می داند که در حوزه جغرافیایی یزد در حال انجام است
در سالهای اخیر با گسترش صنایع در یزد و همچنین شهرستان اردکان و مخصوصا توسعه صنایع فولاد نیاز این صنایع به آب تا اندازه ای پیش رفت که شصت درصد آب انتقالی از سرچشمه های زاینده رود به صنایع فولاد اختصاص پیدا کرد و حال مائیم و چند سئوال اساسی

اولا گسترش صنایع در استان یزد این استان را به یک استان مهاجر پذیر تبدیل کرده است به گونه ای که در آمارها عدد 150 هزار الی 200 هزار مهاجر غیر یزدی را می بینیم و می شنویم و سئوال اینجاست که چه دلیلی دارد که آلودگیهای صنعتی برای مردم استان یزد ایجاد شود ، شلوغی و اردحام جمعیت و مصرف منابع و ناسازگاری های فرهنگی و اجتماعی مهاجرت افراد غیر بومی متوجه استان یزد و مردم یزد شود و منافع ایجاد اشتغال و مزایای اقتصادی آن متعلق به مهاجران باشد

دوما انتقال آب از سرچشمه های زاگرس باعث خشکیدن زاینده رود و ایجاد حس بدبینی و نفرت مردم اصفهان از مردم یزد شده است که نمود آن را در شکستن چند باره خط لوله انتقال آب شاهد بوده ایم و سئوال اینجاست که ایجاد اشتغال برای مهاجران غیر یزدی و غیر بومی آیا ارزش لطمه زدن به برند یزدی بودن را دارد ؟ مگر نه اینکه اصفهان همسایه خوب ، بزرگ و دوست داشتنی ما هست و قرنها مردمان یزد و اصفهان همسایگان خوبی برای هم بوده اند و اینک این رابطه همسایگی رو به تیرگی رفته است

و از همه جالبتر وقتی مسئولان متوجه شدند که تخلیه و برداشت بی رویه از سرچشمه های زاگرس دیگر مقدور نیست به فکر انتقال آب از خلیج فارس افتادند و علیرغم اینکه در هیچ کجای دنیا انتقال صدها کیلومتری آب رایج و مرسوم نیست سئوال اساسی اینجاست که آب شور آورده شده از دریای پارس به فرض که با صرف هزینه های کلان تصفیه بشود آیا پس از عبور از کارخانه های فولاد و پس از سمی شدن این حجم آب را کجا رها کنیم ؟ آیا انتقال دوباره آن به مبدا ممکن و مقرون به صرفه هست ؟ و جز اینکه آبهای سمی در دشت های اردکان و یزد رها شود و آلودگی آبهای زیر زمینی و مرگ تدریجی و انواع سرطانها و بیماریهای صعب العلاج برای مردم پدید آورد آیا حاصل دیگری دارد ؟
و می توان پرسید توسعه و ایجاد اشتغال به چه قیمتی ؟

منبع خبر: