تقویم زرتشتی

تقویم زرتشتی

درتقویم زرتشتی هر ماه دقیقا دارای سی روز است و به کلی مـاه ۳۱ روزه وجودندارد. پس روزهای ۳۱فروردین و ۳۱ اردیبهشت و ۳۱ خرداد و …وجودندارد,بنابراین جشن تیرگان که سیزدهم تیر به تقویم زرتشتی است به علت وجود ۳۱ فروردین و ۳۱ اردیبهشت و ۳۱ خرداد برابر با ۱۰تیر به تقویم امروزی میشود و یا جشن خردادگان که شش خرداد به تقویم زرتشتی است برابر با چهارمخرداد به تقویم جدید می شود زیرا ۳۱ فروردین و ۳۱ اردیبهشت از آن کم میشود.بنابراین کلا چیزی به نام هفته وجـود ندارد. وجود هفته که در تقـویمعربی یا قمـری هست پس از حمـله اعـراب و هـجوم فرهـنگی آنـان وارد تقـویـمایرانیـان شد. در تقـویـم زرتشتی هرماه دقیقـا سی روز و هـر روز نیز نامویـژه خود را دارد و آدمی بـا شنیدن نام هر روز خود به خود می فهمـدکه روزچندم ماه نیز است. اکنون نام این سی روز و معنی آن را برایتان می گویم.بـهویژه هم میهنان مسلمانی که به فـرهنگ نیاکان خویش علاقـمـندند خوب است یادبگیرند چون این از ابتدایی ترین موضوعاتی است یک زرتـشتی می داند و چیزسختی هم نـیست.

معنی ماه های سال

فروردین: فروهر - نیروی پیشرفت
اردیبهشت: بهترین راستی و پاکی
خورداد: تندرستی و رسایی
تیر: ستاره تیر - ستاره باران
مرداد: بی مرگی - جاودانگی
شهریور: شهریاری نیرومند
مهر: دوستی و پیمان
آبان: هنگام آب
آذر: آتش - فروغ
دی: آفریدگار
بهمن: اندیشه نیک
اسفند: فروتنی و مهرپاک

فلسفه نام ماه های ایرانی

فروردین (ماه فروهرها)
فروردین نام نخستین ماه فصل بها ر و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
در گاه شمار ایرانی سال با لحظه گذر زمین از نقطه اعتدال بهاره كه درازای روز با شب برابر است، آغاز می‌شود در اسطوره‌های ایرانی پنج روز پیش و پنج روز پس از نوروز فروهر‌ها به زمین می‌آیند تا روان انسان را تازه كنند. همان گونه كه جهان خموده از زمستان به حركتی تا بلندای رسیدن در می‌آید.
در اوستا و پارسی باستان فرورتینام، در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده كه به معنای فروردهای پاكان و فروهرهای ایرانیان است.
واژه ی فروهر (فرورد، فرورتی و فروشی به معنی راهنما) نام ذره‌ای از ذات خداوندی است كه برای راهنمایی باشندگان به سوی خداوند درون آنها نهاده شده است. روان راستكاران با فروهرشان یكی می‌شود. به سخنی دیگر انسان قطره‌ای كوچك از دریای خداوند است كه پس از پالایش دریایی می‌شود به كوچكی یك قطره.
در جشن فروردینگان (نوزدهم فروردین) ایرانیان به آرامگاه‌ها رفته از خداوند برای چنین بخششی سپاسگزاری، برای درگذشتگان درخواست شادی روان و برای خود آرزوی راستكاری می‌كرده‌اند.
بنا به عقیده پیشینیان، ده روز پیش از آغاز هر سال، فروهر در گذشتگان كه با روان و وجدان از تن جدا گشته، برای سركشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر می برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیكان، هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب، به دنیای دیگر می روند.

اردیبهشت (اشا وهیشتا = بهترین هنجار، راه و قانون) :
اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
طبیعت ایران در این هنگام بهترین و زیبا‌ترین حالت خود را داشته، از بهترین هنجار برخوردار است همانگونه كه به هنجارترین چیزها زیباترین چیزهاست.گاتها آموزش می‌دهد كه خداوند هنجاری به نام اشا بر جهان استواركرده‌ است. پیامد شناخت این هنجار دانش نام دارد؛ دانشی كه انسان را توانا و پیروز می‌كند، ولی خرسندی زمانی به دست می‌آید كه انسان همراه با اشا از بهمن نیز برخوردار باشد.
در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده كه كلمه ای است مركب از دو جزء: جزء اول «اشا» از جمله لغاتی است كه معنی آن بسیار منبسط است، راستی و درستی، تقدس، قانون و آئین ایزدی، پاكی ... و بسیار هم در اوستا به كار برده شده است. جزء دیگر این كلمه كه واژهوهیشت باشد. صفت عالی است به معنای بهترین، بهشت فارسی به معنی فردوس از همین كلمه است. در مجموع این كلمه به بهترین راستی و درستی است.
در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاكی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی كلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است.
در معنی تركیب لغت اردیبهشت مانند بهشت هم آمده است.

خرداد (رسایی و كمال) :
خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاه شمار اعتدالی خورشیدی است.
بنابر چرخه‌های بلند مدت آب و هواشناختی ایران در این ماه از سال سیلاب‌های بهاری فرو نشسته‌ و كم آبی‌های تابستانی هنوز فرا نرسیده است؛ بنابراین منابع طبیعی آب در بهترین حالت خود هستند. بچه‌های جانوران دوره حساس نوزادی را پشت سر گذاشته و شكوفه‌ها میوه شده‌اند.
در اوستا و پارسی باستان هئوروتات، در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده كه كلمه ای است مركب از دو جزء: جزء هئوروه كه صفت است به معنای رسا، همه، درست، و كامل؛ دوم كه پسوند است برای اسم مونث، بنابراین هئوروتات به معنای كمال و رسایی است. ایزدان تیرو باد و فروردین از همكاران خرداد می باشند. خرداد نماینده رسایی و كمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.
در اسطوره‌های ایرانی نگهداری از آب ها و زندگان، در برابر دیو تشنگی به این امشاسپند سپرده شده است.

تیر (ایزد باران، ستاره تیشتر، شعرای یمانی) :
تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
در چرخه‌های بلند مدت هواشناسی ایران بیشترین تبخیر و كمترین بارش در این ماه روی می‌دهد، ولی به هر روی نم بارانی می ‌بارد. از سوی دیگر ستاره تیر در این هنگام طلوع می‌كند كه ستاره شناسان ایران باستان آن را قرین باران می‌دانستند.
در اوستا تیشریه، در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنیتیرگفته شده كه یكی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می شود..فرشته مزبور نگهبان باران است و به كوشش او زمین پاك، از باران بهره مند می شود و كشتزارها سیراب می گردد. تیشتر را در زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند.هر گاه تیشتر از آسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می دهد.. این كلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه كرد.
در این اسطوره ی ایرانی دیو اَپَ ‌ئوشه آب‌ها را بخار و در آسمان زندانی می‌كند. ایزد تیر پس از كشمكش‌های بسیار این دیو را شكست می‌دهد. بدین گونه آبها آزاد شده، باران می‌بارد.
در تاریخ اسطوره‌ای ایران چندین جنگ بزرگ به دلیل بارش باران در این ماه به آشتی انجامید. از رویدادهای اسطوره‌ای این ماه پرتاب تیر بوسیله آرش است كه برای مشخص كردن مرز ایران و توران و پایان جنگی درازمدت انجام شد. از آنجا كه آرش راستكار و ایرانیان خداپرستانی بر حق بودند، ایزد باد تیر آرش را تا كرانه جیحون برده، همراه با آن سختی و غم را از دل و جان ایرانیان دور می‌سازد. در جشن تیرگان (دهم تیر ماه) كه برابر با انقلاب تابستانه است، مردم پس از سپاسگزاری از خداوند و آرزوی افزایش بارش با شادی به یكدیگر آب می‌پاشیده‌اند كه نمادی از باران است. همچنین در این روز هفت رشته رنگین را به هم تابیده نخ هفت رنگی (نماد هفت رنگ یا نوع درد و رنج) به نام تیرو (به یاد تیر آرش) درست كرده، دور مچ دست چپ خود گره می زده‌اند. سپس در روز باد بر سر یك بلندی این تیرو را به باد می‌سپرده‌اند تا همچون تیر آرش سختی و رنج را از ایشان دور كند.

امرداد (بی‌مرگی و جاودانگی) :
امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
در اوستا امرتات، در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده كه كلمه ای است مركب از سه جزء:
اول ادات نفی به معنی نه، دوم مرتا به معنی مردنی، نیست و نابود شدنی و سوم تات كه پسوند و دال بر مونث است. بنابر این امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه مرداد به غلط استعمال می شود؛ و گویش اشتباه مرداد به معنی مرگ و نابودی به دو دلیل ناپسند است. نخست آنكه امرداد از نام‌ها و جلوه‌های خداوند و اشتباه در گفتن آنها بسیار ناپسندیده است. دو دیگر آنكه مرگ و نابودی نام زیبایی نیست و با فرهنگ پیشبرنده ایرانی هم‌خوانی ندارد.
در ادبیات مزدیسنا امرداد یكی از امشاسپندان است كه نگهبانی نباتات با اوست. در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر كه عبارتند از :
نیك اندیشی، صلح و سازش، راستی و درستی، فروتنی و محبت به همنوع، تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به كمال مطلوب همه كه از خصایص امرداد است نایل گردد.
در فرهنگ ایرانیان گیاه و سبزی، نماد بی‌مرگی بوده است. زیرا گیاهان عمری بسیار دراز دارند و هرسال دوباره تازه و شاداب جوانه می‌زنند. از سوی دیگر گیاه با تامین هوای پاك و خوراك به دیگر زندگان، زندگی می‌بخشد. در این هنگام از سال گیاهان در بهترین وضعیت رشد سبزینه‌ای خود هستند.

شهریور (شهریاری نیك و برگزیدنی، سلطه و قدرت نیك) :
شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ما در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.
در اوستا خشتروئیریه، در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور می دانند. كلمه ای است مركب از دو جزء: خشتر كه در اوستا و پارسی باستان و سانسكریت به معنی كشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است ازوربه معنی برتری دادن وئیریه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعا یعنی كشور منتخب یا پادشاهی برگزیده. این تركیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا كشور آسمانی اهورامزدا آمده است.
خداوند تنها شهریار دو جهان است. اگر انسان آن گونه كه شایسته است پرورش یابد، بر همه چیز شهریار بوده، نمی‌گذارد چیزی بر او سلطه داشته باشد. در گاتها نیز رابطه‌ی انسان با خدا رابطه‌ی دلداده و دلدار یا استاد و شاگرد است.
شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات. چون نگهبانی فلزات با اوست، او را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند. روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می شود از كسی كه سیم و زر را بد به كار اندازد یا بگذارد كه زنگ بزند.

مهر (پیوستن با مهربانی) :
نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.
زمین در این هنگام از نقطه اعتدال پاییزه می‌گذرد بنابراین درازای روز با شب برابر می‌شود. گرمای خورشید نه چون تابستان بسیار است و نه چون زمستان اندك. حیوانات و حشرات نیز در این ماه جفت‌گیری می‌كنند. در اسطوره‌های ایرانی گرما و نور خورشید را ایزد مهر می دانستند.
در سانسكریت میترا، در اوستا و پارسی میثر، و در پهلوی میتر، و در فارسی مهر گفته می شود، كه از ریشه سانسكریت آمده به معنی پیوستن.
اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذكر كرده اند. مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان. میثره در سانسكریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است. مهر، ایزد هماره بیدار و نیرومند است و برای یاری كردن راستگویان و بر انداختن دروغگویان و پیمان شكنان در تكاپوست. مهر از برای محافظت عهد وپیمان و میثاق مردم گماشته شده است.
از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست كه هیچ چیز از او پوشیده نمی ماند. برای آنكه از عهده نگهبانی برآید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است. مقام مهر در بالای كوهاست، آنجایی كه نه روز است و نه شب ، نه گرم است و نه سرد، نه ناخوشی و نه كثافت. مهر از آنجا بر ممالك آریایی نگران است. این آرامگاه، خود به پهنای كره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می شتابد.
آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است. ایزد مهر در اصل به جز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آن دو را یكی دانسته اند. مورخان یونانی مهر را به نام میترس یاد كرده اند و ذكر كرده اند كه ایرانیان خورشید را به اسم میترس می ستایند. از این خبر پیداست كه در یك قرن پیش از میلاد مسیح، آن دو با یكدیگر خلط شده اند.

ایرانیان مهرپرور و عدالت خواه، جشن مهرگان را نوروز خاصه می‌نامیده‌اند.

آبان (آب‌ها) :
در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفته می شود. در اوستا بارها آپ به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است.نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را، آبان می دانند. ایزد آبان موكل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آن كه زو كه یكی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ كرده، او را شكست داده، تعقیب نموده و از ملك خویش بیرون كرد، ایرانیان این روز را جشن می گیرند، دیگر آنكه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردید و بعضی به ملك دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن كرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن كنند. آفتاب در این ماه در برج عقرب یا كژدم قرار می گیرد.در این ماه از سال به طور معول باران می‌بارد. آبان، در گاه شماری باستانی این ماه آغاز زمستان بزرگ بوده است..

آذر (آتش) :
در اوستا آتر و آثر، در پارسی باستان و پهلوی آتر و در فارسی آذر می گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یكی از بزرگترین ایزدان است. آریائیان(هندوان و ایزدان) بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت می دادند.. ایزد آذر نزد هندوان، آگنی خوانده شده و در ودا (كتاب كهن و مقدس هندوان) از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفتاب در این ماه در برج قوس یا كماندار قرار می گیرد؛ و سرما به اندازه‌ای است كه باید آتش روشن كرد.

دی (دادار، دانای آفریننده) :
در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده ، دادار و آفریدگار است و غالباً صفت اهورامزدا است و آن از مصدر دا به معنی دادن و آفریدن است. در خود اوستا صفت دثوش(=دی) برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی روز ماه، روزهای هشتم و بیست و سوم به دی(آفریدگار، دثوش)موسوم است. برای این كه سه روز موسوم به دی با هم اشتباه نشوند نام هر یك را به نام روز بعد می پیوندند. مثلا روز هشتم را دی به آذر و روز پانزدهم را دی به مهر و ... دی نام ملكی است كه تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.در این هنگام از سال كه با انقلاب زمستانه همراه است، كوتاه ترین روزها و بیشترین سرما زندگی مردم و جانوران را آن چنان با خطر روبرو می‌سازد كه تنها خداوند می تواند آن ها را در امان نگه‌ دارد. از سوی دیگر همه ی كارهای كشاورزی و بیشتر كارهای دامداری تعطیل است و بهترین راه برای گذراندن این شب‌های بلند و سرد، نیایش به درگاه خداوند است. در این ماه چهار جشن دیگان در روزهای اورمزد، دی به آذر، دی به مهر و دی به دین برگزار می‌شود. نخستین روز این ماه یعنی اورمزد و دی ماه (25 آذر ماه در گاه شمار امروزی) برابر با شب یلدا است. این باور وجود داشته‌ است كه پس از مهرگان، مهر (گرما و نور خورشید) رو به نابودی می رود تا آن كه در اورمزد و دی ماه دوباره متولد می‌شود. واژه آرامی یلدا این نكته را نشان می دهد. در فرهنگ اروپایی پس از جایگزین شدن مسحیت به جای مهرپرستی، این آیین تولد، به نام تولد مسیح برگزار می شده است.

بهمن (منش نیك) :
در اوستا وهومنه ، در پهلوی وهومن، در فارسی وهمن یا بهمن گفته شده كه كلمه ای است مركب از دو جزء: وهو به معنی خوب و نیك و مند از ریشه من به معنی منش است؛ پس یعنی بهمنش، نیك اندیش و نیك نهاد. نخستین آفریده اهورامزدا است و یكی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیك و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیك كند. یكی از وظایف بهمن این است كه به گفتار، نیكی را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز می دارد.. خروس كه از مرغكان مقدس به شمار می رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده، مردم را به برخاستن و عبادت و كشت و كار می خواند، ویژه بهمن است.همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است. بنا به نوشته ابوریحان بیرونی، جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و كشتار در بهمن روز منع شده است.. بهمن اسم گیاهی است كه به ویژه در جشن بهمنجه خورده می شود؛ در طب نیز این گیاه معروف است.در هات 28 بند 1 از گاتها در نماز آرزو می‌شود كه برای خرسندی جهان همه كارهایمان با اشا و خردمان با منش نیك همگام باشد. با نگاهی به طبیعت ایران می بینیم كه زایش بسیاری از جانوران سودمند اهلی و وحشی پس از جشن سده (جشن سوختن آتش) روی می‌دهد.. جشن سده كه به نظر می رسد جشن آغاز سال نو كشاورزی بوده باشد در روز مهر ایزد این ماه برگزار می‌شود. درگذشته نخستین كار برای آغاز كشاورزی كندن بوته‌های بیابانی و سوزاندن آنها بود. امروزه نیز بسیاری از كارهای كشاورزی و باغبانی پس از سده آغاز می شود.

اسفند (آرامش افزاینده، پارسایی مقدس) :
دراوستا اسپنتا آرمیتی، در پهلوی اسپندر، در فارسی سپندار مذ،سفندارمذگاناسفندارمذ و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده است.اسفند یا سپنتا آرمیتی، آرامشی است كه از عشق و ایمان سرچشمه می گیرد.
در ادبیات اوستایی این جلوه اهورایی به صورت مادینه (مونث) به كار برده شده است. بنابراین در اسطوره‌های ایرانی این امشاسپند نگهبان زن و زمین به شمار می رفته است. در بندهشن آمده كه زن نیك چون زمین نیك سختی‌ها را می گوارد و بر شیرین می دهد. از این روی جشن اسپندگان (29 بهمن ماه امروزی) ویژه ی زنان بوده است. در این روز مردها با دادن هدیه به زنان از ایشان قدردانی می‌كرده‌اند.
ابوریحان بیرونی از این جشن با نام مردگیران یاد كرده می‌آورد كه دختران شوی (شوهر) مورد علاقه خود را در این روز برمی‌گزیده‌اند.
سپندارمذ، موظف است كه همواره زمین را خرم ، آباد، پاك و بارور نگه دارد، هر كه به كشت و كار بپردازد و خاكی را آباد كند، خشنودی اسپندارمذ را فراهم كرده است. آسایش در روی زمین، سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شكیباست و مخصوصاً مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است.
بیدمشك گل مخصوص سپندارمذ می باشد.
اینك كه معنی نام‌های ماه را دانستیم باری دیگر به چرخه سال باز می‌گردیم ولی اینبار با دیدی دیگر سال را از زمستان آغاز می‌كنیم. شاید بتوان زمستان را همانند آغاز آفرینش دانست. زمانی كه تنها خداوند بود و خواست كه روزگار جهان با فروغ آسایش و آرامش روشن باشد. پس نخست روشنایی را آفرید. آنگاه با خرد خود آیین راستی (هنجار هستی- اشا) را آفرید و بهترین منش (بهمن) را استوار كرد (هات 31 بند 7 گاتها). از آنجا كه در بیشتر موارد بهمن به صورت نرینه (مذكر) بكار برده شده شاید بتوان آنرا همانند پدر دانست. پدری كه از دانش و خرد، منشی نیك دارد. شاید بتوان اسفند را نیز همانند مادر دانست، زیرا از دیدگاه دستور زبان این جلوه خداوندی همواره به صورت مادینه (مونث) بكار برده شده است. مادری كه از دانش، دلدادگی و ایمان به خدا آرامشی افزاینده (اطمینان قلب) دارد.

نام روزهای هفته در ایران باستان

نام روزهای هفته‌ فرنگی از گاهنامه کهن ایرانی برگرفته شده است می دانیم که نام روزهای هفته در ایران باستان بدین گونه بوده است:
کیوان شید (شنبه):
نخستین روز هفته به نام کیوان شید نامگذاری شده است که تشکیل شده است از کیوان + شید. کیوان بعد از مشتری بزرگترین سیاره شمرده میشود که 700 برابر زمین است. آنرا زحل نیز نامیده اند. شید نیز به چم (معنی) نور و روشنایی است. از این رو روز نخست ایرانی حکایت از سیاره روشن و نورانی را دارد.
مهر شید (یکشنبه):
روز دوم از هفته مهرشید است که مهر آن به چم (معنی) دوستی و مهربانی در پهلوی میتراست. مهر برگرفته شده از آئین هفت هزار ساله میترایی است. مهر همچنین ایزد عهد و پیمان است و در اوستا آمده است که هیچ چیز بر ایزد مهر پوشیده نخواهد بود. نامگذاری این روز به مهرشید حکایت از تعهدی است که بین مردمان باید برقرار باشد زیرا در ایران باستان پیمان شکنی و دروغ بزرگترین گناهان به حساب می آمده است. شید نیز به چم (معنی) روشنایی و نور می باشد.
مهشید (دوشنبه):
مه بر گرفته شده از ماه است که این نیز از آیین میترایی کهن ایرانی آمده است. خورشید و ماه از تندیس های آئین میترایی بوده است که نشان از قدرت و پویایی جهان آفرینش داشته است. سومین روز هفته در ایران باستان به نام این نماد خداوند نامگذاری شد و آنرا مهشید به چم (معنی) ماه روشن و نورانی نام گذاشتند.
بهرام شید (سه شنبه)
بهرام برگرفته شده از ورهرام زبان پهلوی باستان است و از یک سو نام ستاره مریخ است. بهرام ایزد پیروزی در ایران باستان شمرده می شده است و ا